حال و هوای عاشورای 96 تفریجان

مطلبی را پس از برگزاری مراسم عزاداری روز عاشورا نوشتم و در کارگروه تلگرامی تفریجان منتشر کردم. در این کارگروه، دوست عزیزم، آقای جواد حمیدی نیز پاسخی به بنده داد و طی چند پست گفتگویی بین ما شکل گرفت که همه این پستها را برای مطالعه علاقه مندان و قضاوت ایشان در اینجا منتشر می کنم:

 ***************************************************************

مطلب بنده:

عاشورای امسال تفریجان به گواه عزاداران حاضر در این مراسم خلوت تر از سالهای گذشته بود. به نظر می رسید آن شکوه جمعیتی همه ساله را نداشت. هنگام نماز و ناهار نیز این خلوتی به چشم می آمد. بسیاری از هم ولایتی هایی که در این میثاق سالانه می دیدیم، در عاشورای امسال ندیدیم. خیلی از دوستان و اقوام را هم که در این آیین دیدارمان را با آنها تازه می کردیم، توفیق زیارتشان نصیبمان نشد‌. امسال در ظهر عاشورا وقتی با این شرایط روبرو شدم، دلم حسابی گرفت؛ من که هرسال روزشماری می کنم تا روز عاشورا برسد و همه تفریجانیها را ببینم و خاطرات کودکی و نوجوانی ام برایم زنده شود، امسال در این روز احساس دلتنگی کردم...

 وقتی عکسهای نخستین مراسم عزاداری تفریجانیهای مقیم همدان را دیدم، راز آن خلوتی و دلتنگی بر من آشکار شد. بسیاری از آنها که نبودند، در آن عکسها حضور داشتند. آنها تنها در چند کیلومتری  ما در قالب هیئتی جداگانه عزاداری کرده بودند و استقلال خود را رسما با افتتاح حسینیه تفریجانیهای مقیم اعلام کرده بودند.
از وقتی بحث ساخت حسینیه در همدان  آغاز شد، واقعا نمی دانستم بنای چنین حسینیه ای تا چه اندازه درست یا نادرست است و به همین دلیل هیچ موضِع مثبت یا منفی ای به آن نداشتم، حتی گاهی در درون خودم از احداث آن دفاع کردم و به متولیان و بانیانش حق دادم و هر روز که گزارشهای پیشرفت ساخت آن نیز در کانال منتشر می شد، در دلم به دست اندرکارانش دست مریزاد و آفرین می گفتم.
اما روز عاشورا وقتی دوستان و اقوام و بسیاری از اهالی را ندیدم، وقتی جای خالی بسیاری از افراد را درون دسته دیدم، وقتی آن گسستگی و پراکندگی را در بزرگترین میثاق سالانه اهالی تفریجان احساس کردم، یقین کردم که بنای حسینیه، حتی اگر به خودی خود و برای گروهی هرچند نسبتاً زیاد، مثبت و اقدام باارزشی باشد که حتما هست، برای یک جمع دست کم در کوتاه مدت خوشایند نبوده است. برایم روشن شد که حسینیه نمادی از همدلی و پیوستگی تفریجانیها را که در روز عاشورا رقم می خورد، از هم گسست و اتحادی را به تفرقه بدل ساخت و میثاقی را از هم پاشید و این، راز همه ی آن دلتنگیهایی بود که روز عاشورا به هر تفریجانی عزادار حاضر در روستا دست داده بود.
با این حال، بنای حسینیه را به فال نیک می گیریم؛ چرا که هر آجر آن با نیت های خالصانه برخی از اهالی روی هم نهاده شده است. امیدواریم که از درون آن گسستگی، پیوند و پیوستگی دیگری رقم بخورد و از دل تفرقه، اتحادی نو پدیدآید که باعث کارهای بزرگ و ماندگار شود. امیدواریم این بنا منشا خیری برای همه اهالی شود!
لیکن در کنار آن آرزو می کنیم که بانیان هیئت تفریجانیهای مقیم همدان با همکاری هیئت روستا تدابیری بیندیشند که سال آینده همه آنهایی که نبودند، مثل قدیما در روز عاشورا در یک دسته در کوچه های تفریجان سینه بزنند!

باشد که چنین شود!

 

مطلب آقای حمیدی:

سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای اسدی و سایر دوستان .بازگشت به پست ارسالی دوست عزیزمان مطالبی را لازم دانستم عرض کنم و پیشاپیش از اینکه مصدع میشوم پوزش میخواهم??
-خبر خلوتی ایام محرم و عاشورای امسال برای ما هم محسوس بود و ناراحت کننده و ما هم انتظار دیدار خیلی ها رو داشتیم و توفیق حاصلمان نشد.
دلم ما هم گرفت???? حتی بیش از شما
☝️ولی آنسوی قضیه وقتی شور و نشاط و عشق و علاقه ی سایر همولایتی ها رو که در حسینیه تفریجانیها (و به اصطلاح شما حسینیه مقیم همدان، که واژه مقیم اصلا و ابدا مطرح نمی باشد و بانیان همواره بر "حسینیه تفریجانیها"نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تاکید داشتند) حضور پیدا میکردند و آنهایی که با تمام وجود تدارکات روز سوم را برای پذیرایی از عزیزان خود بکار بسته بودند و  لحظه شماری میکردند برای استقبال هیات،و با حضور هیات در حسینیه احساس قشنگشان بخوبی در چهره شان نمایان بود،کمی آرام کننده غم قبلی بود.
 ☝️وقتی مطرح شدن نام روستایمان و مورد تحسین قرار گرفتن مردمانش بخاطر "همتشان"،عزم "و "همدلیشان"را از زبان دیگران و همشهریان و مسئولین استان را می شنیدیم سخن از شخص خاصی نبود .تحسین مردم تفریجان بود و بس ، نه شخص فلان و بهمان نه مقیم و غیر مقیم ، تفریجانی بود و بس????
نمیدانم چطور عرض کنم ولی در کنار موارد فوق و خیلی مواردی دیگر علاوه بر اینکه احداث این مکان حتی با فرض غیر قابل قبولی که عده ای عنوان میکنند و به خیالشان این مکان صرفا برای عزاداری بنا شده که حتما به صرف این موضوع احداث نگردیده بلکه با توکل بر خدا برنامه هایی مد نظر بانیان است که در آینده بتواند مشکل گشای مسائل از همولایتی ها باشد انشاالله
-جدای از موارد فوق انتظار از شما دلسوزان و دنیا دیده ها این نیست☺️ که بمانند عده ای فقط خودمان را محصور در محدوده ی زندگی خود بدانیم و چرا نباید در سطح شهر خودمان دارای مکانی متعلق به تفریجان باشیم؟ و پلی ارتباطی بین همشهریان و مسئولین با خودمان نسازیم؟ در این چند شب و روز در حسینیه خیلی ها آمدند از مردم عادی و غیر همولایتی تا مسئولین استانی نماینده مجلس ،شورای شهر ، امام جمعه و ... همه تحسین کردند و در مقابل همت مردم تفریجان ????احترام گزاردند .
-و اما در پاسخ به مواضع منفی عده ای که میگفتند چرا میسازید و بیایید تفریجان هزینه کنید به نظر  میرسد یک☝️ پاسخ کافی باشد و آن اینکه?? "همه کسانی که در این مکان مقدس کمک کردند نیت و هدفشان احداث حسینیه بوده و هزینه کردن نذورات و کمکهای تعریف شده مردم در جای دیگر جایز نیست "
??که اگر منطقی برخورد کنیم بایستی در مقابل این پاسخ دیگر واکنشی نشان ندهیم.
 - ?????? و اما چرا گسستگی و پراکندگی بزرگترین میثاق سالانه اهالی تفریجان را  در احداث بنای حسینیه میدانید؟؟??
هرچند عده زیادی از کسانی که در روز عاشورا در هیات حسینیه در همدان شرکت کردند موافق برگزاری مراسم جدا از تفریجان نبودند و به احتمال قوی این مراسم بصورت متحد در  سالهای بعد در تفریجان برگزار شود. عادلانه به موضوع نگاه کنیم نه یکجانبه
☝️☝️☝️چرا ناخواسته بر طبل  گسستگی  و عدم اتحاد و تفرقه میزنیم ؟!!! و عامل آنرا حسینیه میدانیم؟??
1- شاید از شکوه حضور هیات تفریجان ،اتحاد و همدلیشان در روز سوم بیخبریم؟
2-  شاید تاثیر تفکرات به ظاهر روشنفکرانه عده ای که اعتقادات و مقدسات این مردم را نشانه گرفتند و دائم در حال سم پاشی هستند و به انحائ مختلف نیز موردحمایت عده ای هستند را در خلوتی مراسم  بی تاثیر میدانیم؟!! خوب میدانیم که با اینکار و حمایت حساب شده بیش از آنکه به دین و اعتقاد مردم خدشه وارد شود بر همدلی همبستگی و یکرنگی روستایمان آسیب میزند .
3-چرا در مقابل همانهایی که بر طبل تفرقه می کوبند واکنش نشان نمی دهیم؟
4-چرا در مقابل نظرات مخالفین احداث حسینیه که بصورت غیر منطقی و با نادیده گرفتن محاسن آن زمینه بدبینی را فراهم میکردند واکنش نشان داده نمیشد؟  .
5-چرا بجای قدرشناسی از زحمات انهایکه همواره چه☝️☝️ در احداث حسینیه و چه ☝️☝️در کارهای خیر و عمرانی روستا همواره حضور داشته و دارند برعکس عمل میکنیم ؟
6- چرا بجای پررنگ جلوه دادن زیبایی های اتحاد ،همدلی و همبستگی و سعی در گسترش  آن  .....؟

 

پاسخ دوباره بنده:

?? سپاس از توجه شما. با اجازه نکاتی چند را خدمتتان یادآوری می کنم:
۱.بنده تنها به بیان واقعیتی پرداخته ام که خود شما نیز به آن معترف اید.
۲. آثار مثبت حسینیه را برای گروهی از اهالی هم منکر نشده و در عین حال ابراز امیدواری کرده ام که خیر این کار روزبه روز بیشتر نمایان شود و این آثار شامل همه تفریجانیها شود‌. ضمن آنکه به حضور صادقانه و خالصانه گروهی از اهالی در آجر روی آجر گذاشتن بنای حسینیه اعتراف کرده ام.
۳. بنا به روایات و اعتقادات، حق و حقیقت، هیچ وقت از بین نمی رود و فراموش نمی شود، حتی اگر دشمنان بخواهند آن را با زور و زر از بین ببرند؛ و لذا نباید از اظهارنظرِ روشنفکرانِ (به قول شما) بی اعتقاد هراسید، اما تزویر حق را پایمال می کند. قبول دارید که تزویر لباس دین بر تن دارد، نه لباس روشنفکری. طبیعی است که عده ای روشنفکر از این آیینها خوششان نیاید و عقیده خود را در این زمینه ابراز کنند، اما از مومنان انتظار نمی رود که در آتش تفرقه هیزم بریزند:
من از بیگانگان هرگز ننالم** که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
۴. در طی تاریخ تَفَرُق در هر گروه و جامعه ای پیوسته رخ داده و این جداییها  جزء جدایی ناپذیر جمعهای انسانی است؛ لذا شاید طبیعی باشد که اتحاد تفریجانیها نیز حول محور عاشورا سرانجام روزی به تفرقه تبدیل شود و البته از دل آن، اتحاد دیگری برون آید که شما به نشانه هایی از آن اشاره کردید و بنابراین بنده به هیچ وجه به دنبال ارزش گذاری این پدیده نیستم و آن را طبیعی می دانم. قطعا باید به کسانی که در تفریجان به دنیا نیامده اند حق داد که دوست نداشته باشند در آیینهای تفریجان شرکت کنند.
سخن بنده بیشتر از روی دلتنگی بود و به علاوه اینکه خواستم پیشنهادی داده باشم شاید بتوان تدبیری اندیشید که روز عاشورا چون سالهای گذشته، روز میثاق ملی همه تفریجانیها باشد.
هنوز در شهرهایی از ایران با وجود اختلافات قومی، محلی و صنفی که بین شهروندان وجود دارد، عاشورا محور همبستگی آنها شده است و لذا در روز عاشورا با وجود جمعیت زیاد، همه در یک هیئت عزاداری می کنند؛ مثل زنجان.

 

آقای حمیدی:ممنون کدام تزویر ؟؟؟کدام از مؤمنان در آتش تفرقه هیزم ریختند؟؟؟

بنده: در مورد تزویر کلی عرض کردم و شخص یا افراد خاصی مدنظرم نیست. اما در مورد مومنان مگر غیر از این است که بانیان حسینیه مومنان اند؟!

آقای حمیدی: کدام یک از بانیان ( ما نمیگیم مؤمن) هیزم تفرقه در آتش ریختند؟ کدامشان ؟ خدا وکیلی مگر غیر از این بوده که سرشان بکار خودشان بوده ؟

بنده: اینجا منظور از تفرقه، در مقابل اتحادی است که هر سال عاشورا وجود داشته. مگر چنین اتفاقی با بنای حسینیه صورت نگرفته؟ گفتم که بحث ارزش گذاری برای آن اتحاد گذشته و این تفرقه جدید نیست. بحث درباره چیزی است که امسال به وقوع پیوسته و عامل آن را هم خود شما قبول دارید که چه بوده است.

آقای حمیدی: اصلا و ابدا

بنده: شب خوش

غریب غربتی:24-7-96

/ 0 نظر / 111 بازدید